فانوس شب

اینجا، دنیایی مجازی با آزادی های واقعی است

۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

عشقی و عجب نیست که از سنگ برویی

و بار دیگر شعر

برگی شده افتاده ام از شاخه به کویی

چون باد مرا می بَری امّا به چه سویی؟

این چیست که جذبش شده ام موی تو؟ هرگز

دلبستگی آن نیست که بسته است به مویی

ای غنچه که در عمق دلم ریشه دواندی

عشقی و عجب نیست که از سنگ برویی!

من با تو چه باید بکنم عشق گریزان

با صید چه باید بکند ببرِ پتویی...

می خواهی ام اما به چه عنوان؟ به چه منطق؟

می خواهم ات اما به چه قیمت؟ به چه رویی؟

من بغض تو هستم چه بباری چه نباری

من راز تو هستم چه بگویی چه نگویی...

یاسر قنبرلو

۱۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۴۰ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فانوس شب

عکس های خوب، خاطرات خوب تر

خیلی وقت بود تصمیم داشتم این عکسا رو تو وبلاگم بزارم و نمی شد، اما حالا فرصتش پیش اومده. عکسایی از باغ پدری در سال 1390.

شکوفه های گیلاس
----------------------------------------

شکوفه های آلبالو
----------------------------------------

شکوفه ی گیلاس (مثلا ماکرو)
----------------------------------------

گل خودرو (مثلا ماکرو)

۱۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۸:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فانوس شب

گذر عمر ببین

عمرم به بطالت گذشته است همچو آن

آن شیشه ای که آینه ی دیگران شده است

وقتی به گذشته م نگاه می کنم، در قسمت اعظمش، آدمی رو می بینم که بخش مهم و زیادی از عمرش رو به طرق مختلف صرف دیگران کرده؛ آدمی که گاهی بازیچه ی دست دیگران بوده و گاهی فرای آن، پیامدهایش را هنوز می بیند.

من شیشه ای بودم که با اندودی از اشتباه، آینه ای شدم برای تماشای دیگران، مثل تمام آینه ها.


۰۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فانوس شب

داستان پدر

شاید بهشت زیر پای مادران باشد، اما پدر جهنم را به جان می خرد تا خانواده اش بی دغدغه زندگی کنند. پدر یعنی عمل یعنی فولاد یعنی تکیه گاه یعنی اطمینان یعنی کاریزما. پدر هنرپیشه ایست که هیچ گاه دیده نمی شود، قهرمانی است که هیچ مدالی نمی گیرد و سیاست مداری است که منفعت طلب نیست.

پدر، پدر است، کسی شبیه خودش. بی هیچ اغراقی.

پی نوشت: این متن دلی است.

۰۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۱:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فانوس شب